السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )

133

المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )

7 . شيخ كلينى قدّس سرّه با سند كاملا صحيح از گروهى از اصحاب از احمد بن محمد برقى از ابو هاشم داود بن قاسم جعفرى از ابو جعفر ثانى عليه السّلام نقل مىكند : امير المؤمنين عليه السّلام پيش آمد در حالى كه حسن بن على با او بود و بر دست سلمان تكيه زده بود و . . . كه در آن نام تمامى ائمه از امام على عليه السّلام تا امام مهدى ( عجلّ الله تعالى فرجه ) آمده است . « 1 » كلينى ( ره ) مىگويد : و محمد بن يحيى از محمد بن حسن صفار از احمد بن ابى عبد الله از ابو هاشم براى من مثل همان حديث را نقل كرد . محمد بن يحيى گويد : من به محمد بن حسن گفتم : اى ابا جعفر دوست داشتم كه اين خبر از غير طريق احمد بن ابى عبد الله به ما مىرسيد ، او گفت : احمد بن ابى عبد الله ده سال پيش از « حيرت » اين حديث را برايم روايت كرد . « 2 » مراد از « حيرت » همان غيبت امام مهدى عليه السّلام در سال 260 هجرى ، - سال وفات امام حسن عسكرى عليه السّلام - است و گفته‌ى محمد بن يحيى موجب خدشه و سلب اعتماد نسبت به احمد بن أبى عبد الله برقى نمىشود . زيرا همگى وى را به وثاقت مىشناسند ، گويا محمد بن يحيى آرزو كرده ، فردى كه اين حديث را براى صفّار حكايت كرده است ، در زمان حيات امام عسكرى يا امام هادى عليهما السّلام از دنيا مىرفت ، در حالى كه ابن أبى عبد إله برقى تا سال 274 يا 280 هجرى زنده بود و دليل آرزوى وى اين است كه اگر در آن زمان برقى اين حديث را روايت مىكرد ، روايتش اخبار از آينده تلقّى مىشد كه بعدا نيز بعينه تحقق مىيافت و اين به گونه‌اى اعجاز تلقى مىشد كه براى اثباتش نيازى به مشهور بودن خبر نداشت . اما در ادامه از طرف صفّار جواب شنيد كه شيخ جليل القدر برقى اين حديث را ده سال قبل از آغاز عصر غيبت روايت كرده است . بر كسى پوشيده نيست كه راوى غير موثقى كه از حادثه‌ى رخ نداده خبر دهد ، براى پذيرش سخنش به بيش از شروط پذيرش خبر ضعيف يا تحقق يافتن آن امر اخبار شده ، نياز نيست . چون همين نشانه‌ى صدق اوست ، حتى اگر در كتب رجالى توثيق نشده باشد . « 3 »

--> ( 1 ) . الكافى / ج 1 / ص 525 . ( 2 ) . پيشين / ص 526 . ( 3 ) . اما با وجود وثاقت مخبر ، بالاتفاق اين امور را شرط نمىدانند چرا كه مفروض ما صدق گفتار اوست و